مفهوم برنامهریزی: «برنامهریزی» از جمله واژگان سهل و ممتنع است؛ زیرا ظاهری ساده و باطنی پیچیده دارد. با نگاهی به تعاریف ارائه شده است. برنامهریزی به معنای اندیشیدن و تنظیم پیشاپیش امور، قبل از بروز وقایع و رویدادهاست تا در اموری همچون بهداشت, سلامت, رفاه, فرهنگ، آسایش و خوشبختی افراد جامعه, نتایج مطلوبی بدست آید. بدیهی است، با برنامهریزی دقیق میتوانیم اشتباهات گذشته را جبران کنیم و نسبت به آینده هوشیارتر عمل کنیم.
برنامهریزی از واژه لاتین پلانوم planum به معنی«سطح صاف» گرفته شده است که در قرن هفدهم میلادی به ترسیم نقشهبر روی صفحهای مسطح دلالت داشته است. برنامهریزی، عبارت از یک سلسله عملیات منظم، سیستماتیک و مرتبط با یکدیگر است که به منظور دستیابی به یکسری اهداف معین و مشخص توسط یک نهاد، سازمان و یا دولت برای یک مدت معین انجام میگیرد.
برنامهریزی را میتوان به صورت دیگری تعریف کرد و آن عبارت است از: کوششهای اندیشمندانه آدمی برای یافتن راههایی که به اتخاذ بهترین تصمیمات برای تأمین رفاه و ایجاد ترقی او منجر میشود. برنامهریزی در زندگی روزانه هر انسانی به عنوان موجودی که در حصار مسائل و مشکلات زندگی محاصره است فقط با برنامهریزی و تعیین اهداف مورد نظر و روش دستیابی به آنها در زمان مشخصی اعم از کوتاه مدت میتواند در جهتی صحیح حرکت کرده و از موانع عبور کند. برنامهریزی، اصولاً یک نگرش و راه زندگی است که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه و تفکر آیندهنگر، تصمیم قاطع در اجرای امور منظم و مداوم بوده و بخشی انفکاک ناپذیر حرکت انسان در طول زندگی محسوب میشود. و برنامهریزی در سازمانها رکن اساسی هرگونه اقدام و حرکتی است و عاملی است برای رسیدن به نتیاج پیش بینی شده.
در صورتی که بخواهیم تعریفی کلی از برنامهریزی داشته باشیم، میبایستی برنامهریزی را عبارت از کوششی در جهت انتخاب بهترین برنامهها در جهت رسیدن به هدفهای مشخص بدانیم که ممکن است این کوششها و برنامهها، تا مرحله نهایی هدف نیز پیش نرود، بلکه گامهایی در جهت رسیدن به آن باشد.
اگر برنامهریزی با دقت و درایت انجام گیرد، حتی میتوان با امکانات کم به اهداف بلندی نایل شد و از فرصتهای اندک، که بسیاری از مواقع برای اکثر افراد جلب توجه نمیکند و به غفلت سپری میشود، بهرهوری کرد.
بیشتر انسانها اهل برنامهریزی هستند و از نقش و اهمیت برنامهریزی برای رویدادها و اتفاقات مهم زندگی مطلعاند. اهمیت برنامهریزی در زندگی انسان را میتوان در حول محورهای زیر برشمرد:
1. برنامهریزی، به زندگی انسانها جهت میدهد. برنامهریزی این فرصت را در اختیار فرد قرار میدهد که بداند به کجا قرار است برود و چطور باید به آنجا برود.
2.برنامهریزی در زندگی، آرامش را ارمغان میآورد. بدون برنامه دچار گیجی و سردرگمی در انتخاب مسیر در در پی دارد.
3. برنامهریزی به فرد قدرت میدهد. برنامهریزی و هدفمند بودن به فرد و جامعه این امکان را میدهد که به همان شیوهای که مطلوب نظر است پیش برود.
نقش برنامه ریزی در مدیریت
برنامه ریزی عبارتست از:
در نگرش دیگر برنامه ریزی عبارتست از:دست یافتن به هدف مورد نظر.فرایند برنامه ریزی از هفت عنصر تشکیل شده شامل:ماموریت سازمانی و تحلیل استراتژیک و استراتژیها و اهداف بلند مدت و برنامه ریزی تلفیقی و براوردهای مالی و خلاصه اجرایی . مهم ترین نقش برنامه ریز تمرکز همه فعالیت های برنامه ریزی روی جهت گیری کلی سازمان مورد نظر از مبدا به مقصد نهایی که همان تصویر وضعیت انی مورد انتظار و چشم اندازهای موفقیت و استراتژی های سازمانی هستند میباشد.برنامه ریزی فرایندی است زمانبند و نباید اجازه داد بدون تفکر وسیع و عمیق و همه جانبه و تجزیه و تحلیل مورد نیاز و به اختصار و سریع انجام شود.
برنامه ریزی یکی از مهمترین وظایف مدیریت است چه در سطح مدیران عالی و چه در سطح مدیران اجرایی و چه در میان کارکنان موسسات.یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده میتواند در بالا بردن راندمان و کارایی کارکنان و ارتقائ بهره وری سازمانها و با ساده کردن روش های کار سبب خوشحالی کارکنان و افزایش انگیزه شان برای کار بهتر نقش بسیار موثری داشته باشد.مدیران نهادها و موسسات اهمیت برنامه ریزی را میدانند و اصول نظری ان را احتمالا دریافته اند.اما بسیاری از انان وقت کافی برای مطالعه شرایط و امکانات برای یافتن راه های"بهتر"صرف نکرده اند.
اغلب موسسات برنامه ریزی را به یک واحد مسئول واگذار میکنند و این واحد به مرور زمان دچار ثبات و ایستای شده است.برای مسئولیت برنامه ریزی باید کسانی رابر ان گماشت که علاوه بر داشتن قوه ابتکار و خلاقیت-توانایی ایجاد تعامل با انجام دهندگان کار را نیز داشته باشند.و علاوه بر این ویژگی ها به اصول علمی و کاربردی برنامه ریزی و مهندسی کار نیز مسلط باشند.برنامه ریزی یک کار گروهی است که باید با همکاری انجام شود.کار برنامه ریزی هماهنگی و ارائه راه های تازه به مجریان کار است و هدف تسهیل انجام کار برای بالا بردن کارایی است
هدف از برنامه ریزی
1)افزایش احتمال رسیدن به هدف از طریق تنظیم فعالیتها
2)افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرفه ساختن عملیات
3)متمرکز شدن بر طریق دستیابی به مقاصد و اهداف و احتراز از انحراف از مسیر
4)مهیا ساختن ابزاری بر کنترل
ویژگیهای برنامه ریزی به روش نوین
ویژگی اول : توجه به آینده در کنار توجه به حال و گذشته
ویژگی دوم : انعطاف پذیری بالا و پویایی آن
ویژگی سوم : واقع بینانه بودن این نوع برنامه
ویژگی چهارم : قابل اجرا بودن این نوع برنامه
ویژگی پنجم : نقش اصلی در این برنامه ریزی بعهده شماست .
ویژگی ششم : رقیب اصلی در این نوع برنامه ریزی خودتان هستید.
ویژگی هفتم : توجه به کیفیت در کنار کمیت
ویژگی هشتم : ساده بودن برنامه ریزی به این روش
تهیه کنندگان: فائزه آقا محسنی و فاطمه چشمه
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
برنامه ریزی فرهنگی می تواند جهت بالابردن نظام مندی عرصه های نرم افزاری جامعه نقش نسبتاً کلیدی ایفا نماید که این خود می تواند بسترسازی فرهنگی مناسبی برای عرصه های سخت افزاری جامعه مثل سیاست و اقتصاد فراهم نماید. منظور از برنامه ریزی، مداخلات هدفمند و آگاهانه انسانی در سیر حوادث و فرآیندهاست که نتیجه آن ممکن است موفقیت آمیز باشد یا نباشد. یعنی حوادث و فرآیندها عیناً همانند آنچه در برنامه تصور آنها رفته، در عالم واقع بازتولید شوند.
گونه های مختلف برنامه ریزی فرهنگی
در یکی از تقسیم بندی ها، برنامه ریزی فرهنگی به 4 گونه ی زیر تقسیم می شود:
1) برنامه ریزی آرمان گرایانه :
این نوع برنامه ریزی جامع نگر بوده و تلقی کلانی از مقوله ی فرهنگ دارد. از لحاظ روش شناختی، این نوع برنامه ریزی اهداف بزرگ و بلند مدت را مورد توجه قرار می دهد.
2)برنامه ریزی واقع بینانه:
فرض اصلی این برنامه ریزی بر این واقعیت مبتنی است که تنوع بی پایانی از نیازها در برابر محدودیت وسایل قرار دارد. الگوی روش شناسی این نوع برنامه ریزی از به کار گرفتن حداکثر بازدهی از منابع محدود ناشی می شود. برخورد سیاسی – اجتماعی این نوع برنامه ریزی، مبتنی بر تجربه است و براساس شبکه ها و ساخت های موجود که دردسترس هستند، شکل می گیرد.
3) برنامه ریزی راهبردی(استراتژیک) :
میدان عمل این برنامه ریزی گزینشی است . در برنامه ریزی استراتژیک ، انتخاب ها براساس مطالعه و بررسی است، برخلاف برنامه ریزی واقع بینانه که انتخاب ها مبتنی بر تجربه است . تحلیل سیستم ها، مبنای روش شناسی این نوع برنامه ریزی است.
4) برنامه ریزی توسعه گرا (دموکراتیک) :
پایه اصلی این برنامه ریزی به فرض اصلی برنامه ریزی آرمان گرایانه نزدیک است. این نوع برنامه ریزی نیازهای اصلی مردم را مورد توجه قرار می دهد و با مطالعه و شناخت نیازهای مردم، برنامه مورد نظر به لحاظ قدرت، شیوه ی تحقق اهداف، ابزار و وسایل مورد نیاز، به داوری افکار عمومی نهاده می شود.
برنامه ریزی پیوسته و گسسته :
برنامه ریزی گسسته، به نوعی خاص از برنامه ریزی فرهنگی اطلاق می شود که حاصل تلاش برنامه ریزان در هر حوزه به طور مستقل و جداگانه است لذا بین بخش های مختلف، هیچ نوع ارتباط و همبستگی ارگانیکی(اندام واری) به چشم نمی خورد. از سوی دیگر در برنامه ریزی فرهنگی پیـوسته، برنامه ریز با مد نظر قرار دادن الگویی کـلی و نـظمی اندام واره ، نسبت به برنامه ریزی مبادرت میکند که در نتیجه، حاصل کار، مجموعه ای همبسته از سلسله معضل بندی شده تصمیمات و اقدامات خواهد بود.
مراحل برنامه ریزی فرهنگی
1)تجزیه و تحلیل گذشته ی پدیده فرهنگی (پدیده ای که می خواهیم برای آن برنامه را طراحی کنیم)
2) طراحی ، تدوین و ترسیم دقیق اهداف فرهنگی.
3)بررسی علمی نیازها و نگرش های اجتماعی فرهنگی گروه مخاطب و شناسایی مناسبات حاکم بر آنها به منظور دستیابی به اولویت نیازها.
ویژگیهای برنامه ریزی فرهنگی
انواع برنامه ریزی فرهنگی
1.از نظر افق زمانی ( کوتاه مدت ، میان مدت ، بلند مدت)
2.از نظر سطح ( عالی ، میانی ، عملیاتی)
3.از نظر طیف مخاطبان ( عام ، خاص)
4.از نظر تاثیر گذاری ( عادی ، راهبردی)
5.از نظر قلمرو ( منطقه ای ، ملی ، جهانی )
اهداف برنامه ریزی
1.افزایش احتمال رسیدن به هدف ، از طریق تنظیم فعالیت ها
2.افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرفه ساختن عملیات
3.متمرکز شدن بر طرق دست یابی به مقاصد و اهداف و احراز از انحراف از مسیر
4.مهیا ساختن ابزاری برای کنترل
دلایل ضرورت برنامه ریزی
منظور از اهداف برنامهریزی
منظور از اهداف برنامهریزی در حقیقت آیندهایست که با پیشبینیهای دقیق علمی قابل تحقق میباشد و با برنامهریزی، موجبات دستیابی باین اهداف میسر میگردد.
هدف اصلی برنامهریزی
هدف اصلی برنامهریزی، بایستی طراحی سازمان و سیستمی از مدیریت باشد که نیاز آینده برای برنامهریزی بر پایه اطلاعات گذشته را به حداقل برساند، یعنی سعی شود برنامهریزی در جهت برطرف کردن اشکالاتی باشد که در تصمیمگیری گذشته بوده است و یا اصولاً در جهت از بین بردن زمینه این اشکالات باشد.
مراحل رسیدن به اهداف در برنامهریزی
برای دستیابی به هدفهای برنامه، لازم است مراحلی مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و در برنامه گنجانیده شود تا رسیدن به آن دچار اشکال نگردد. این مراحل عبارتند از:
1- درجهبندی کردن هدفهای برنامه (تعیین اولویتها).
2- تقدم و تأخر کردن هدفهای برنامه.
3- زمانبندی کردن هدفهای برنامه.
تعیین هدف
هدفها، جهت کلی برنامه های لازم را مشخص می سازند . هدفها نتایج مورد انتظار را مشخص می سازند و معرف نقاط پایانی عملیاتی هستند که باید انجام شود، یعنی جائی که بیشتر توجه باید مبذول شود، بنابراین با تعیین هدف ها :
1ـ سمت و جهت حرکت را مشخص می سازیم . در اینجا می بایست جائی که می خواهیم باشیم و باید به آن برسیم , مشخص شود .
2ـ آنچه که می خواهیم انجام دهیم , مشخص گردد .
3ـ زمان انجام آنرا نیز می بایست مشخص کنیم .
اهداف فرهنگی و طبقه بندی آن
اهداف کلی فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی و نیز اهدافی که غرض و غایت تدوین این مجموعه را تحت عنوان سیاست فرهنگی میسازد به شرح ذیل می باشد:
الف :اهداف فرهنگی
ب : اهداف سیاست فرهنگی
ج : اصول سیاست فرهنگی
د : منبهات در سیاست فرهنگی
ه : خط مشی فرهنگی
تهیه کنندگان: فریبا افشاری، فاطمه مهدوی پور، اعظم یزدان پناه
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
برنامه ریزی فرهنگی می تواند جهت بالابردن نظام مندی عرصه های نرم افزاری جامعه نقش نسبتاً کلیدی ایفا نماید که این خود می تواند بسترسازی فرهنگی مناسبی برای عرصه های سخت افزاری جامعه مثل سیاست و اقتصاد فراهم نماید.
منظور از برنامه ریزی، مداخلات هدفمند و آگاهانه انسانی در سیر حوادث و فرآیندهاست که نتیجه آن ممکن است موفقیت آمیز باشد یا نباشد یا کم و بیش موفقیت آمیز باشد ویا اصلاً موفقیت آمیز نباشد. خوب، اگر نتایج موفقیت آمیز باشد، یعنی حوادث و فرآیندها عیناً همانند آنچه در برنامه تصور آنها رفته، در عالم واقع بازتولید شوند، در این صورت می توان به این مجموعه از حوادث و فرآیندهای بازتولید شده مفهوم «برنامه ریزی شده» را اطلاق کرد. پس منظور از مفهوم «برنامه ریزی شده»، آن دسته از حوادث و فرآیندهایی است که توسط مداخلات آگاهانه انسانی شکل گرفته و در واقعیت بازتولید شده اند.
تعاریف برنامه ریزی فرهنگی
برنامه ریزی مهمترین وظیفه هر مدیر و یا سازمانی است که با منابع محدود سعی در نیل به اهداف مشخص دارد. در ادبیات مربوط به برنامه ریزی اصطلاحاتی همچون برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی مفاهیمی جاافتاده و رایج هستند. ولی برنامه ریزی فرهنگی، اصطلاحی است که اگرچه در برخی کشورهای پیشرفته سالیان زیادی است که مد نظر برنامه ریزان قرار گرفته است ولی در کشور ما سابقه چندانی ندارد و مروری به جایگاه بخش فرهنگ در چند برنامه کلان اقتصادی ـ اجتماعی کشور که در سال های قبل و بعد از انقلاب اجرا شده است صحت این ادعا را کاملاً روشن می کند.
گونه های مختلف برنامه ریزی فرهنگی
1) برنامه ریزی آرمان گرایانه:
این نوع برنامه ریزی جامع نگر بوده و تلقی کلانی از مقوله ی فرهنگ دارد. از لحاظ روش شناختی، این نوع برنامه ریزی اهداف بزرگ و بلند مدت را مورد توجه قرار می دهد و به لحاظ برخورد اجتماعی - سیاسی، تکنوکراتیک است به طوری که تمرکز شدید قدرت را مد نظر قرار می دهد.
2) برنامه ریزی واقع بینانه:
فرض اصلی این برنامه ریزی بر این واقعیت مبتنی است که تنوع بی پایانی از نیازها در برابر محدودیت وسایل قرار دارد. الگوی روش شناسی این نوع برنامه ریزی از به کار گرفتن حداکثر بازدهی از منابع محدود ناشی می شود. برخورد سیاسی – اجتماعی این نوع برنامه ریزی، مبتنی بر تجربه است و براساس شبکه ها و ساخت های موجود که دردسترس هستند، شکل می گیرد.
3) برنامه ریزی راهبردی(استراتژیک) :
مشخص کردن حدود و نحوه ی دخالت بخش های عمومی در برنامه ریزی، فرض اصلی این نوع برنامه ریزی است و به مدیریتی بستگی دارد که برنامه را طراحی می کند . میدان عمل این برنامه ریزی گزینشی است . در برنامه ریزی استراتژیک ، انتخاب ها براساس مطالعه و بررسی است، برخلاف برنامه ریزی واقع بینانه که انتخاب ها مبتنی بر تجربه است .
4) برنامه ریزی توسعه گرا (دموکراتیک) :
پایه اصلی این برنامه ریزی به فرض اصلی برنامه ریزی آرمان گرایانه نزدیک است. این نوع برنامه ریزی نیازهای اصلی مردم را مورد توجه قرار می دهد و با مطالعه و شناخت نیازهای مردم، برنامه مورد نظر به لحاظ قدرت، شیوه ی تحقق اهداف، ابزار و وسایل مورد نیاز، به داوری افکار عمومی نهاده می شود. برخورد سیاسی ـ اجتماعی این روش براساس مشاوره و سازگاری جمعی است.
برنامه ریزی پیوسته و گسسته :
می توان براساس میزان فراگیری و پیوستگی برنامه ریزی های فرهنگی، به صورت بندی دیگری در زمینه طبقه بندی انواع برنامه ریزی فرهنگی دست یافت. برنامه ریزی گسسته و پیوسته از انواع برنامه ریزی برطبق ملاک یاد شده است. برنامه ریزی گسسته، به نوعی خاص از برنامه ریزی فرهنگی اطلاق می شود که حاصل تلاش برنامه ریزان در هر حوزه به طور مستقل و جداگانه است لذا بین بخش های مختلف، هیچ نوع ارتباط و همبستگی ارگانیکی(اندام واری) به چشم نمی خورد. از سوی دیگر در برنامه ریزی فرهنگی پیـوسته، برنامه ریز با مد نظر قرار دادن الگویی کـلی و نـظمی اندامواره ، نسبت به برنامه ریزی مبادرت می کند که در نتیجه، حاصل کار، مجموعه ای همبسته از سلسله معضل بندی شده تصمیمات و اقدامات خواهد بود.
مراحل برنامه ریزی فرهنگی
1) تجزیه و تحلیل گذشته ی پدیده فرهنگی (پدیده ای که می خواهیم برای آن برنامه را طراحی کنیم)
2) طراحی ، تدوین و ترسیم دقیق اهداف فرهنگی.
3) بررسی علمی نیازها و نگرش های اجتماعی فرهنگی گروه مخاطب و شناسایی مناسبات حاکم بر آنها به منظور دستیابی به اولویت نیازها.
4) شناسایی قابلیت ها، امکانات و توانمندی های ممکن در ابعاد نرم افزاری و سخت افزاری.
5) شناسایی موانع، مشکلات و محدودیت ها جهت اجرای برنامه در ابعاد نرم افزاری و سخت افزاری .
ویژگی¬های برنامه ریزی فرهنگی
•دشوار و پیچیده است
•تمام طیف های جامعه را در بر می گیرد
•زمان بر است
•در صد شکست آن بالاست
•باعوامل متعدد در گیر است
•چند وجهی است
انواع برنامه ریزی فرهنگی
1.از نظر افق زمانی ( کوتاه مدت ، میان مدت ، بلند مدت )
2.از نظر سطح ( عالی ، میانی ، عملیاتی )
3.از نظر طیف مخاطبان ( عام ، خاص)
4.از نظر تاثیر گذاری ( عادی ، راهبردی)
5.از نظر قلمرو ( منطقه ای ، ملی ، جهانی )
مراحل برنامه ریزی
•آگاهی از وضعیت موجود
آگاهی از شرایط موجود نقش تعیین کننده ای در تعیین اهداف و خط مشی های اجرایی برنامه ریزی دارد
الف: آگاهی از مساله یا مسایل فرهنگی )تهاجم فرهنگی / بحران هویت فرهنگی در جامعه / وجود دگرگونیهای تکنولوژی و صنعتی ()
ب: آگاهی از شرایط موجود ، گردآوری اطلاعات(خواست مخاطبین / آگاهی از بازار و میزان عرضه و تقاضا برای محصولات فرهنگی / آگاهی از عملکرد دستگاه های فرهنگی دیگر / ارزیابی عملکرد دستگاه هاو نهادهای فرهنگی)
•تعیین هدف
هدفها ، جهت کلی برنامه های لازم ، نتایج مورد انتظار ، نقطه پایانی عملیات را مشخص می سازند
الف : هدف ها باید حتی الامکان مبتنی بر واقعیت و دست یافتنی باشد
ب : هدف ها باید مشخص و قابل سنجش باشند
ج : هدف ها باید دارای محدودیت زمانی باشند
د: در تعیین هدف ها باید به نتایج نظر داشت تا به وسایل
و: هدف ها را باید از راه مشارکت تعیین کرد نه با تحمیل
•در نظر گرفتن پیش فرض های برنامه ریزی و ملاحظات
الف : توافق بر سر مفروضات (مرحله بعدی برنامه ریزی در نظر گرفتن مفروضات و توافق بر سر آنها است )
ب : در نظر گرفتن ملاحضات اساسی ، (مساله فرهنگی و فضای مفهومی آن / ملیت و ملیت فرهنگی و زبانی / منابع فرهنگی و هویت فرهنگی ایرانی - اسلامی / جایگاه جهانی و منطقه ای فرهنگ خودی / توسعه و فرهنگ / مقاومت های ذهنی و ایدیولوژیکی )
عناصر کلیدی در برنامه ریزی
•برنامه ریزی
•محیط اجتماعی
•سیستم برنامه ریزی
•برنامه ریز
اهداف برنامه ریزی
1.افزایش احتمال رسیدن به هدف ، از طریق تنظیم فعالیت ها
2.افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرفه ساختن عملیات
3.متمرکز شدن بر طرق دست یابی به مقاصد و اهداف و احراز از انحراف از مسیر
4.مهیا ساختن ابزاری برای کنترل
مراحل عمده برنامه ریزی
•شناسایی مقتضیات موجود (فرصت ها و محدودیت ها)
•تعیین اهداف کوتاه مدت
•کسب اطلاعات کامل در باره فعالیت های ضروری
•طبقه بندی و تحلیل اطلاعات
•میزان پیشرفت کار
دلایل ضرورت برنامه ریزی
•تصحیح کننده رفتار بازار ( رفتار مخاطب ، فرد و جامعه را شکل می دهد )
•رفتار عقلایی و افزایش کارایی
• محدودیت منابع
منظور از اهداف برنامهریزی
منظور از اهداف برنامهریزی در حقیقت آیندهایست که با پیشبینیهای دقیق علمی قابل تحقق میباشد و با برنامهریزی، موجبات دستیابی باین اهداف میسر میگردد.
اهمیت تعیین اهداف در برنامهریزی
اگر قرار باشد جریان رشد و توسعة یک جامعه، یا یک سازمان اداری به بخت و اقبال واگذار شود چندان نیازی به مدیریت نمیرود. ضرورت و اهمیت تعیین اهداف در این است که به مدیر کمک میکند تا در
تعیین هدف مهمترین مرحله برنامهریزی یکی از عوامل مهم و اساسی هر نوع برنامهریزی تعیین هدف و رسیدن به آن است، به عبارت دیگر منظور از هر برنامهریزی رسیدن به هدف است. در تعریف هدف باید گفت «هدف عبارتست از بیان نتایج مورد انتظار در مدت زمانی معین و با هزینه مشخص» یا به عبارت دیگر «عبارت از نتیجهای است که رسیدن به آن مورد نظر باشد.» از اینرو هر برنامهریزی با تشخیص و تجزیه و تحلیل هدفهای سازمان شروع میشود و بدنبال آن اقدامات بعدی صورت میگیرد.
هدف اصلی برنامهریزی
هدف اصلی برنامهریزی، بایستی طراحی سازمان و سیستمی از مدیریت باشد که نیاز آینده برای برنامهریزی بر پایه اطلاعات گذشته را به حداقل برساند، یعنی سعی شود برنامهریزی در جهت برطرف کردن اشکالاتی باشد که در تصمیمگیری گذشته بوده است و یا اصولاً در جهت از بین بردن زمینه این اشکالات باشد.
1- مدیران و برنامهریزان وظیفه دارند ضمن مطالعه و پیشبینی، فهرستی مفصل از اهدافی که نشان دهندة خواستهای عمومی یا نتایج مورد انتظار سازمان در آینده بوده به یکدیگر مربوط میباشند تهیه و تنظیم کنند.
2- اهمیت هر یک از اهداف فهرست شده در هر یک از دورههای بلند مدت ـ میان مدت و کوتاه مدت را ارزیابی کرده روشن کنند که چه هدفی را برای کدام دورة زمانی برمیگزینند که طبیعتاً توالی این اهداف در طول دورههای زمانی پیاپی، نشاندهندة مراحل برنامه سازمان نیز خواهند بود.
3- نوعی برنامة اجرایی لازم برای نیل به اهداف را با توجه به مراحل مزبور به تصور آورند
4- به پیشبینی مشکلات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و به خصوص اقتصادی و تکنولوژیکی که احتمالاً در طول اجرای برنامه پیش خواهند آمد بپردازند و در صورت ممکن برنامههای ذخیرهیی برای جانشین ساختن برنامههایی که در اجرا با معضلات علاجناپذیر مواجه میشوند تهیه کنند.
مراحل تعیین اهداف در برنامهریزی
1- درجهبندی کردن هدفهای برنامه (تعیین اولویتها).
2- تقدم و تأخر کردن هدفهای برنامه.
3- زمانبندی کردن هدفهای برنامه.
ویژگی اهداف برنامهریزی
اهداف هر برنامهریزی، باید از یکسو با یکدیگر هماهنگی و همخوانی داشته و از سوی دیگر بین اهداف برنامه و وسائل لازم جهت نیل به آن اهداف نیز هماهنگی و همبستگی متقابل وجود داشته باشد. در غیر این صورت نتایج مطلوب در عمل حاصل نخواهد شد.
تعیین هدف
هدف ها، جهت کلی برنامه های لازم را مشخص می سازند. هدف ها نتایج مورد انتظار را مشخص می سازند و معرف نقاط پایانی عملیاتی هستند که باید انجام شود، یعنی جائی که بیشتر توجه باید مبذول شود.
بنابراین با تعیین هدف ها :
1ـ سمت و جهت حرکت را مشخص می سازیم . در اینجا می بایست جائی که می خواهیم باشیم و باید به آن برسیم , مشخص شود .
2ـ آنچه که می خواهیم انجام دهیم , مشخص گردد .
3ـ زمان انجام آنرا نیز می بایست مشخص کنیم .
اهداف فرهنگی و طبقه بندی آن:
اهداف کلی فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی و نیز اهدافی که غرض و غایت تدوین این مجموعه را تحت عنوان سیاست فرهنگی میسازد به شرح ذیل می باشد:
الف : اهداف فرهنگی
ب : اهداف سیاست فرهنگی
ج : اصول سیاست فرهنگی
د : منبهات در سیاست فرهنگی
ه : خط مشی فرهنگی
الف - اهداف فرهنگی
1.رشد وتعالیفرهنگ اسلامی انسانی وبسط پیام وفرهنگ انقلاب اسلامی در جامعه و جهان
2. استقلال فرهنگی و زوال مظاهر منحط و مبانی نادرست فرهنگهای بیگانه و پیراسته شدن جامعه از آداب و رسوم منحرف و خرافات.
3.به کمال رسیدن قوای خلاقه و شایسته وجود آدمی در همه شؤون و به فعالیت درآمدن استعدادات خداداده و استحصال دفائن عقول و ذخایر وجودی انسان.
4.آراسته شدن به فضایل اخلاقی و صفات خدایی در مسیر وصول به مقام انسان متعالی.
5.تحقق کامل انقلاب فرهنگی درجهت استقرار ارزشهای مورد نظر اسلام و انقلاب اسلامی در زندگی جمعی و فردی و نگاهبانی از آنها و استمرار حرکت فرهنگی برای رسیدن به جامعه مطلوب.
6. درک مقتضیات و تحولات زمان و نقد و تنقیح دستاوردهای فرهنگی جوامع بشری و استفاده از نتایج قابل انطباق با اصول و ارزشهای اسلامی.
ب - اهداف سیاست فرهنگی
1.تعیین و تدوین اصول راهنما و اولویتهای لازمالرعایه در حرکت فرهنگی کشور و رسمیت دادن به آن، با الهام از آرمانها و اعتقادات، با توجه به ظرفیتها و واقعیات و با بهرهگیری از تجربیات داخلی و جهانی و امکانات و ابزارهای مختلف و مناسب.
2. ایجاد وحدت رویه و هماهنگی فرهنگی در میان دستگاههای مختلف نظام جمهوری اسلامی و بسیج امکانات، تلاشها و برنامههای فرهنگی در جهت پاسخگویی به نیازهای فرهنگی جامعه وهدایت تلاشها و نیازهای موجود.
3. تکیه و تأکید بر آرمانها و ارزشهای معنوی و فرهنگ اسلامی و حفظ و ترویج فرهنگ بسیجی و تقویت روحیه ایثار و فداکاری در راه ارزشهای مقدس اسلامی با توجه به لزوم درک مقتضیات و تحولات زمان و همچنین تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف و مهیا شدن برای مواجهه صحیح و همه جانبه با ضرورتها و تحولات.
4. تمهید و تدارک لازم در جهت همسویی و عدم مغایرت طرحها و برنامههای اقتصادی، اجتماعی و غیرفرهنگی اما دارای نتایج فرهنگی، با سیاست فرهنگی کشور.
5.تسهیل و تقویت امور برنامهریزی، نظارت وارزیابی فرهنگی درعین حمایت از تعدد، تنوع و آزادی فعالیتهای فرهنگی مردمی، مبادله و مرابطه فرهنگی میان بخشهای دولتی و غیردولتی در جهت افزایش تحرک، جهاد و اجتهاد فرهنگی، ارتقاء دانش و آگاهی عمومی و اعتلای روحیه تتبع، تحقیق و ابتکار.
ج - اصول سیاست فرهنگی
1.بازشناسی و ارزیابی مواریث وسنن تاریخی و ملی در عرصههای مختلف دینی، علمی، ادبی و هنری و فرهنگ عمومی، و دستاوردهای مثبت و ارزشمند تمدن اسلام در ایران.
2.شناخت جامع فرهنگ و مدنیت اسلام و ایران و ترویج اخلاق و معارف اسلامی و معرفی شخصیتها و عظمتهای تاریخ اسلام وایران.
3.ارتباط فعال با کشورها و ملتهاو تحکیم پیوند مودت وتقویت همبستگی با مسلمانان و ملل دیگر جهان.
4. شناخت فرهنگ و تجربههای بشری و استفاده از دستاوردهای علمی و فرهنگی جهانی با بهرهگیری از کلیه روشها و ابزارهای مفید و مناسب.
د - منبهات در سیاست فرهنگی
1.تلقی نادرست از زهد و ترک دنیا به صورتی که مغایر با تحرک و رشد و آینده نگری و پیشرفت اجتماعی باشد.
2.بیاعتنایی به نظم عمومی و بدبینی تاریخی که نسبت به دولت وجود داشته است.
3.تصور مغایربودن شریعت اسلامی با هر گونه نوآوری و مباینت داشتن تقوا و تعهد با تخصص.
4.مخفی شدن فساد عقیده و اخلاق.
ه: خط مشی فرهنگی
اولویتها و سیاستهای کلی
1.اولویت دادن به «کودکان و نوجوانان و جوانان» در داخل کشور.
2.اولویت دادن به «کشورها و مجامع اسلامی» و «ایرانیان» در خارج کشور.
3.اهتمام بیشتر به «کشف استعدادها و خلاقیتهای فرهنگی و هنری»، و آموزش و تربیت نیروی انسانی.
4.حمایتهای معنوی ومادی از مراکز و فعالیتهای فرهنگی و هنری و تأمین اجتماعی ازباب فرهنگ و هنر و تشویق آنان به آفرینشها و ابداعات فرهنگی و هنری.
5.اولویت دادن به اعتلای مقام زنان در سطح کشور با توجه به مکانت والای زن و نقش اساسی زن مسلمان در تحکیم مبانی خانواده و برنامههای اجتماعی فرهنگی، علمی و هنری.
منابع
1. پهلوان، چنگیز. فرهنگی برنامه ریزی، انتشارات پژوهشکده ی علوم ارتباطی و توسعه ی ایران، 1358، ص 41 تا 46.
2. اکبری، محمدعلی. تجربیاتی از برنامه ریزی فرهنگی، مجموعه مقاله¬های ساماندهی فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1379، ص 52.
3. داوری، رضا. در تفسیر برنامه ریزی فرهنگی، مجله فرهنگ عمومی ، شماره ی 7، 1357، ص 25 تا 26.
4. رضایی، عبدالعلی. جایگاه دولت در برنامه ریزی فرهنگی و الـزامات برنامه ای آن، مجموعـه مقاله¬های ساماندهی فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1379، ص 231.
5. هدف و هدف¬گذاری لاری رویلارد، انتشارات سازمان بهره وری ملی ایران.
6. سالنامه مدیریت زمان، دکتر سعید رجحان، شرکت ساپکو.
7. کتاب مدیریت آموزشی، مؤلف: دکتر امانالله قرائی مقدم / صفحه: 63 – 62/ نشر: ابجد/تهران.
8. کتاب پژوهشی در برنامهریزی آموزشی، مؤلف: سیاوش گلابی/ صفحه: 61 و 60 و 124/ نشر: انتشارات فردوس/تهران.
9. کتاب اصول برنامهریزی؛ مؤلف: علیرضا آیتالهی/ صفحه: 68/ نشر: مرکز آموزش مدیریت دولتی/تهران.
10. کتاب اصول و مبانی مدیریت، مؤلف: دکتر عبدالله جاسبی/ صفحه: 137 – 136/ نشر: واحد انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی [بیجا].
تهیه کنندگان: فریبا افشاری، فاطمه مهدوی پور، اعظم یزدان پناه